فخر الدين الرازي - السهروردي - الأبهري - ذوالفضائل الاخسيكتي وآخرين ( مترجم : سبزوارى )
110
چهارده رساله ( فارسى )
فرقت دوم واصليانند و ايشان اتباع و اصل بن عطا الغزّالاند و اول كسى كه گفت كه فاسق نه مؤمن بود و نه كافر و نه مشرك او بود و مذهب او آنست كه اگر طلحه و على بر يك چيز گواهى دهند گواهى ايشان مقبول نباشد و اگر هر يك تنها گواهى دهند با شخصى ديگر گواهى او مقبول نباشد . سيوم عمرويانند اتباع عمرو بن عبيد باشند و قول ايشان آنست كه گواهى على و طلحه و زبير به هيچوجه مقبول نيست . چهارم هذيليان اتباع ابو الهذيل علاف باشند و مذهب ايشان آنست كه آفريدگارى خداى به حدى رسيد كه ديگر چيزى نتواند آفريدن . پنجم نظامياناند اتباع ابراهيم بن سيار النظّام . و مذهب ايشان آنست كه بنده بر بسيارى چيزها قادر بود كه خداى تعالى بر آن و بر جنس آن قادر نبود و اجماع و خبر واحد و قياس را حجت ندانند و صحابه را بد نگويند و على بن أبي طالب را هم بد نگويند . ششم ثماميان اتباع ثمامة « 1 » بن اشرس النميرى باشند و او در روزگار مأمون
--> ( 1 ) - ثمامة بن اشرس گويد هارون الرشيد مرا براى معالجه بيماران روحى و مبتلايان عصبى به بيمارستان فرستاد در ميان ديوانگان جوانى را ديدم كه آثار هوشمندى و دانشپژوهى و صحت عقل در وى پديد بود و جمالى زيبا داشت مرا گفت اى پزشك حاذق و مرد عاقل مگر تو نميگوئى كه آدمى هيچگاه از دو حالت بيرون نيست يا در نعمتى بسر ميبرد كه بايد خداى را بدان شكر گويد و يا در محنت و بلائى است كه بايد بدان بردبارى كند گفتم آرى چنين است گفت اكنون پرسش مرا پاسخى ده و گرنه پاى از اين سراى بيرون نهمجنبانيد زنجير مجانين گفتم بگوى گفت هرگاه تو از شراب صبوحى يا غبوقى جامى چند زده باشى و در خواب خرگوشى فرورفته باشى ناگهان غلام هرزهء تو را در آغوش گيرد و در تو آويزد و سخت بياميزد بطورى كه خواب و مستى از تو برخيزد مرا بگوى كه اين حالت كدام يك از آن دو باشد آيا نعمت و عطيت است كه بايد سپاسگزارى كنى يا گرفتارى و بليت است كه بايد بردبار باشى ثمامه گويد من فروماندم و در جواب او سكوت كردم چه ندانستم تا در پاسخ او چهگويم گفت اينك پرسش بقيه حاشيه در صفحه بعد